على اصغر حلبى
156
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
و اين همه تواند بودن . . . » « 1 » از اين موارد ، مخصوصا مورد سوم يعنى صرفه بسيار مورد بحث قرار گرفته است . و از معتزله مخصوصا نظّام بلخى ( فت ، 231 ه . ق . ) از بزرگان اين مذهب و استاد جاحظ پادشاه نثر تازى و ابو اسحاق اسفراينى ( فت ، 418 ه . ق . ) از متكلّمان بزرگ نقل مىكنند كه گفتهاند : معارضه با قرآن كريم از اين جهت انجام نگرفت كه ارادهء خداوند همّتها را سست كرد و اذهان را از انديشيدن در باب معارضه با اين كتاب مجيد منصرف ساخت و بازگردانيد . از دانشمندان بزرگ شيعه سيّد مرتضى ( 355 - 436 ه . ق . ) را از قائلان به صرفه دانستهاند ، هر چند برخى از متأخّران در اين باب شكّ كردهاند . « 2 » امّا به نظر چنين مىرسد كه اين عقيده ، پندار ناروايى است كه تصوّر كنيم خداى منّان از يك سوى به زبان پيامبر خويش مردم را به معارضه و تحدّى دعوت كند و از سوى ديگر به ارادهء خويش اذهان و همم مردم را از اين معارضه منصرف سازد ، و شكّ نيست كه اين پندار با عدل خدايى سازگار نيست ، و گويى آن كسان كه به نقل و بحث اين نظر پرداختهاند از اين نكته غافل ماندهاند كه از راه همين بحث نسبت به مقام مقدّس قرآن مجيد و هنى عظيم وارد مىكنند چه پديدآورندهء اين بحث سخيف ، سبك بديع قرآن را بالاتر از تقليد ندانسته و نظريّهء « صرف همم و اذهان » را مطرح ساخته تا علّت عجز كسان را از معارضهء با آن توضيح كند . امّا حقّ اين است كه مقام قرآن از اين پندار بسى برتر است . معجز جاويدان خاتم پيغامبران يعنى قرآن به هيچ روى تقليدپذير نيست . و بر خلاف نظريّهء « صرف همم و اذهان » بسيار كسان در طىّ قرون در صدد معارضه برآمدهاند و به خيال خام خويش گام زدهاند ، امّا ثمرهء كارشان به جز رسوايى نبوده . از چند تنى كه به عنوان معارضان كتاب كريم نام برديم در كتب ادب و كلام عبارتى به عنوان معارضه نقل كردهاند كه به راستى « كلمات ساقطات » است و جز به « قصد طيبت » ذكر نتوان كرد . از جمله از مسيلمهء كذّاب اين كلمات را در تقليد سورهء كوثر نقل كردهاند « انّا اعطيناك الجماهر . فصلّ لربّك و هاجر . انّ مبغضك رجل كافر » ؛ و از اين قبيل ؛ ديگرى طليحه پسر خويلد از طايفهء بنى اسد از شجاعان عرب ، كه در صدر اوّل اسلام دعوى پيامبرى كرد ، اين عبارت مشهور شده است « انّ اللّه لا يصنع بتعفير وجوهكم و قبح ادباركم شيئا فاذكروا اللّه قياما و قعودا . . . » ؛ ديگر از معارضان سجاح دختر حارث از طايفهء بنى تميم بود كه در طايفهء
--> ( 1 ) . تفسير ، 1 / 104 - عبد القاهر بغدادى ، اصول الدين ، 184 ؛ الفرق بين الفرق ، 128 ؛ خيّاط ، الانتصار ، 37 - 28 . ( 2 ) . ابو القاسم پاينده ، « مقدّمهء » ترجمهء قرآن مجيد ، يج - يه . ولى اين شكّ با قولى كه از ابو الفتوح نقل كرديم نادرست و نابجا مىنمايد .